کوهستان
درباره وبلاگ

اینجا سعی می شود کوهنوردی ایران با تمام واقعیت های تلخش به شکلی واقع بینانه روایت شود .


web: ramyar.ir

email:
ramyar870@yahoo.com
پیام صوتی

رادیو اینترنتی

از تو بگذشتم: عبدالوهاب شهیدی
وبلاگهای به روز شده
برچسب‌ها
آرشيو مطالب
فیس بوک
سیستم آمار و جستجو

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
لينك دوستان
پيوندهاي روزانه

ریاست جمهوری فواد معصوم تداوم حضور کردها در عراق

فواد معصوم از کادر اصلی اتحادیه میهنی کردستان عراق چند روز پیش پس از جلال طالبانی به عنوان دومین رئیس جمهور کرد عراق برگزیده شد . انتخاب فواد معصوم چند پیام به همراه داشت . که در ادامه به ان خواهم پرداخت .

بر اساس توافقات سیاسی جریان های عراقی پست نخست وزیری عراق سهم شیعیان و البته جریان پیروز در انتخابات پارلمانی عراق است و ریاست مجلس برای اقلیت سنی و ریاست جمهوری هم به کردها تعلق دارد . در این بین پس از کوبیدن کردها بر طبل جدایی و استقلال برخی از اعضای دولت قانون حتی صحبت از پس گرفتن این پست از کردها کردند . از سوی دیگر حزب دموکرات به رهبری مسعود بارزانی هم چندان بی میل نبود که کردها نامزدی برای این پست معرفی نکنند . و در برخی موراد عنوان می کرد که کردها نامزدی برای پست ریاست جمهوری ندارند .

اما اوضاع برای اتحادیه میهنی متفاوت بود سال 2005 اتحادیه میهنی و حزب دموکرات کردستان توافق کردند که ریاست جمهوری عراق برای اتحادیه میهنی و ریاست اقلیم برای حزب دموکرات در نظر گرفته شود اما در این فاصله جنبش تغییر از اتحادیه میهنی منشعب شد و در میان ناباوری نوشیروان مصطفی رهبر این جنبش در مقطعی توانست اتحادیه میهنی را پشت سر بگذارد و این اتحادیه احساس خطر کرد .

سهم خواهی جنبش تغییر  تا بدان جا رسید که پست ریاست جمهوری را حق خود می دانست و حتی در اقلیم هم خواستار وزارت پیشمرگ و پارلمان کردستان بود . همه ی این جریانات دست به دست هم داد تا اتحادیه میهنی از توافقات گذشته ی خود دست نکشد هرچند پس از قدرت گیری جنبش تغییر حزب دموکرات نیز مناسبات خود را با اتحادیه میهنی دست خوش تغییر کرد .

حزب اتحادیه میهنی متحد استراتژیک ایران است و در نوع تعاملات خود همواره سعی دارد در مسیر تعامل با ایران گام بردارد اما حزب دموکرات سیاستی عشیره ای و منفعت طلبانه مقطعی را هموراه در پیش گرفته است و گرایش این حزب در حال حاضر به ترکیه است . منش عشیره ای بارزانی ها در بسیاری مواقع انگشت اتهام را به سویش دراز کرد . تا چندی پیش جنبش تغییر و اتحادیه میهنی از میزان مبادلات نفتی اقلیم بی خبر بودند که حتی این موضوع بارها رسانه ای شد و این نشان دهنده ی این موضوع است که درامد های نفتی سرشار اقلیم تامین کننده منافع بارزانی ها بود . سابقه ی پشت پا زدن به منافع بلند مدت کردها در حزب دموکرات بیشتر از احزاب دیگر است به طوری که مسعود بارزانی توسط حزب نو ظهور خود در کردستان ترکیه در انتخابات ریاست جمهوری ترکیه از اردوغان حمایت کرده است در صورتی که صلاح الدین دمیرتاش رهبر حزب دموکراتیک خلق ها و از رهبران وابسته به پ ک ک نیز در این انتخابات حضور دارد .

حال حزب دموکرات از عدم شرکت کردها در ساختار عراق سخن می گفتند و از طرف اتحادیه میهنی به هیچ عنوان قصد نداشت داشته هایش را از دست بدهد . اتحادیه میهنی به خوبی میدانست بدست اوردن ریاست جمهوری کشوری به نام اقلیم کردستان برای آنان به مراتب دشوار تر از کشور عراق است و سهم خواهی جنبش تغییر و حزب دموکرات کار را برایشان سخت تر میکند و از طرفی اظهارات ملابختیار و کوسرت رسول هم نشان از بی میل بودن اتحادیه میهنی به استقلال کردستان است که گاهگداری از گوشه و کنار برای سبک و سنگین کردن اوضاع این نارضایتی را به شکلی ضمنی اعلام میکنند .

این نارضایتی می تواند نخست به خاطر دیدگاه های ایران باشد و دوم اینکه احساس خطر از موقعیت سیاسی اتحادیه میهنی به واسطه قدرت گیری جنبش تغییر است .

حال نگاهی بیاندازیم به دو نامزد رسمی اتحادیه میهنی برای پست ریاست جمهوری نخست دکتر برهم صالح از اعضای ارشد اتحادیه میهنی فردی که روابط خوبی با بارزانی ها داشت به شکلی که اتحادیه میهنی نمی توانست وی را به خاطر قدرت بالایش نادیده بگیرد و وی را انتخاب نکند و دوم اینکه برهم صالح گرایشات بیشتری به بارزانی ها دارد و هر لحظه ممکن بود در پست ریاست جمهوری عراق برای تجزیه این کشور دست به اقدامی غیر منتظره بزند از طرف دیگر روابط پرتنش هیرو ابراهیم احمد همسر جلال طالبانی با برهم صالح مانع بزرگی برای معرفی برهم صالح به عنوان تنها نماینده اتحادیه میهنی بود هیرو ابراهیم احمد  دختر ابراهیم احمد است فردی که به همراه جلال طالبانی و چند شخصیت دیگر اتحادیه میهنی را پایه گذاری کردند وی پس از سکته مغزی جلال طالبانی قدرت بیشتری در این حزب گرفت و در اظهاراتی نیز از مخالف بودن با نامزدی برهم صالح صراحتاً اعلام نظر کرد از طرفی وی علاقه خاصی به نجم الدین کریم برای این پست داشت که با مخالفت شدید کادر اتحادیه میهنی روبرو شد .

نجم الدین کریم استاندار کرکوک و پزشک خانوادگی جلاال طالبانی بود وی هرچند به توصیه هیرو ابراهیم احمد به صورت مستقل خودرا نامزد کرد و بعدها ناچار به کناره گیری شد . از سوی دیگر دکتر فواد معصوم یکی از اعضای ارشد اتحادیه میهنی که تفکراتی نظیر جلال طالبانی دارد فردی سیاسی کار و بسیار باهوش و البته به خوبی وضعیت اتحادیه میهنی را هم تشخیص میدهد و می داند منافع اتحادیه میهنی در همپیمانی بلند مدت با ایران است . اعضای اتحادیه میهنی نتوانستند به طور قطع برهم صالح را کنار بزنند و ناچار شدند تصمیم گیری را بر عهده ی فراکسیون زرد پارلمان بسپارند تا نام فواد معصوم توسط همه ی جریانات کردی انتخاب شود .

حال این سوال در محافل سیاسی کردستان مطرح است که فواد معصوم رول یک کرد ناسیونالیست را بازی خواهد کرد یا در قبال تجزیه عراق سیاستی متضاد در پیش خواهد گرفت؟

بدون شک در حال حاضر علاقه اتحادیه میهنی به تجزیه عراق نیست اما فر اموش نباید کرد اتحادیه میهنی قدرت جلوگیری از خواست توده ی مردم را ندارد و مخالفت علنی این حزب با استقلال کردستان یک خودکشی سیاسی است . شاید فواد معصوم نقشی خنثی بر عهده بگیرد تا هم دل همپیمان استراتژیک خود ( ایران ) را نرنجاند هم بتواند در افکار عمومی کردستان به حیات سیاسی خود ادامه دهد .


 

پی نوشت : من همواره سیاست های اتحادیه میهنی را سالم تر و مردمی تر از حزب دموکرات می دانم و علاقه شخصی من در میان احزاب کردی عراق به این حزب است اما در این مقطع این سیاست ماندن در ساختار سیاسی و همزیستی با اعراب را نمی پسندم . اتحادیه میهنی به خوبی می تواند رول یک جریان میانه رو را بازی کند چنین نقشی را می تواند در جلسه پارلمان هفته ی گذشته دید که با بازگشت جلال طالبانی نمایندگان پارلمان عضو اتحادیه میهنی در به رسمیت شناختن اقلیم کردستان سوریه نقشی پر رنگ داشتند در صورتی که حزب دموکرات هموراه در به رسمیت شناخت اقلیم سه گانه سوریه خود داری کرده است .

حزب دموکرات اگر سرمست از درامد نفتی نبود و این درامد منافع عشیره بارزانی را تامین نمی کرد هرگز به خود جرات هشدار دادن به امریکا را نمی داد  اما اکنون استقلال کردستان بیش از همه منافع او و عشیره ی بارزانی را تامین میکند . هرگز نتوانستم با حزب دموکرات رابطه ای عاطفی بر قرار کنم 


برچسب‌ها: اقلیم کردستان

نويسنده: راميار تاریخ: 93/05/04 موضوع: لینک ثابت
تیم دونفره کانون کوهنوردان کردستان در راه کمونیزم و کوژنفسکایا

سمکو موسوی از کوهنوردان خوب سنندج و کاوان محمدزاده دوست و همنورد سقزیمان در راه صعود به دو قله کمونیزم و کوينفسکایا هستند . این کوهنوردان روز پنجشنبه عازم دوشنبه پایتخت تاجیکستان شدند . برای این دو دوست و کوهنورد خوب کردستانی ارزوی موفقیت و تندرستی دارم .لازم به ذکر است باشگاه ورزشی شهرداری سنندج و شرکت پخش مژده حامیان مالی این برنامه هستند .

 


برچسب‌ها: کاوان محمدزاده, سمکو موسوی

نويسنده: راميار تاریخ: 93/05/04 موضوع: لینک ثابت
برای جناب عزیز الهی ( غزه)

کانون ناآرامی جهان بدون شک خاورمیانه است منطقه ای که علاوه بر تعدد قومیت دارای تعدد و تنوع مذهبی و دینی است به شکلی که تندرو ترین جریانات دینی هم در این منطقه سر براورده اند .

دوست داشتم بیشتر در  مورد گروه های مسلح اسلامی بنویسم گروههایی که هرکدام دارای دیدگاه و منش خاص خود هستند . پیشتر در این وبلاگ نوشتم که به عقیده ی من تمام سازمانهای مسلح اسلامی تروریستی هستند و الانم این اعتقاد رو دارم اما اگر بخواهم صادقانه تر بنویسم در این بین وضعیت برخی از این سازمانها متفاوت است .

اگر در ابتدا بخواهیم اینها را به دو گروه سنی و شیعه تقسیم بندی کنیم بی شک وحشی گری که در گروه های اسلامی سنی دیده میشود کمتر در گروه های شیعه مشاهده کردیم . از صلاح الدین ایوبی گرفته تا همین اواخر ابوبکر البغدادی همه به شکل و سیاق خاص خود به اعتقاد من وحشی هستند . این خوی وحشیگری هم بر میگرده به اعتقاد مصمم اونها به مبانی پایه ای و غی قابل انعطاف در اسلام است به طوری که سنی ها تندرو معتقدند به هیچ عنوان نباید اسلام ملایم شود و بر اساس شرایط روز آن را دستخوش تغییر کرد . در سوی دیگر شیعیان از خود در خصوص تغییرات جزئی در اسلام کنونی و اسلام 1400 سال پیش تا حدی به روز تر شدند هرچند به اعتقاد من این به روز بودن از نقاط قوت شیعه است اما در عوض مقداری خرافات هم بدان افزوده شده . به هر جهت اگر مثلا محمد خیابانی را استثنا بگیریم و حکومت ها شیعه را هم در این دیدگاه دخیل ندونیم می توانیم بگوییم سازمانهای غیر حکومتی شیعه چه در عراق یا لبنان دارای پایگاه مردمی هستند .

به طور مشخص سازمان حماس با اینکه من چندان به این سازمان علاقه ندارم و از جمله منفور ترین سازمانهایی است که در چهارچوب شخصیم به آن نگاه میکنم اما باید بپذیریم هیچ سازمانی بدون پشتوانه ی مردمی نمی تواند دوام بیاورد و اگر حماس در غزه دوام اورده است بدون شک پایگاه مردمی داشته اند .هرچند حماس یک سازمان اسلام گرای سنی است اما از این پایگاه مردمی برخوردار است.

در نوشته ی آقای عزیزالهی اشاره شده است که کردها در زمان صدام حسین دست به سلاح بردند و جنایاتی بر آنان تحمیل شد اما انگار نمی دانند که در همان حلبجه دلیل این بمباران حضور نیروهای سپاه در داخل شهر بود . آن زمان با همکاری اتحادیه میهنی سپاه به حلبجه رفت و حتی من از رزمنده ای شندیم که آنها اجازه نمی داندند مردم از شهر خارج شوند . پس از اینکه متوجه شدند صدام حسین قصد بمباران شیمیایی دارد تا حدی ته دلشان خوشحال بودند که از آن به عنوان برگ برنده بر علیه صدام استفاده می کنند اما حال روز امروز غزه نیز چندان متفاوت با ان روزها نمی بینم . غزه دارد زیر بار جنایت اسرائیل می میرد اما همین مرگ و میر به اندازه صد سال موقعیت حماس رو مستحکم تر کرد و اسرائیل را تضعیف . همان اقلیم کردستان تا یک ماه پیش از حمایت لابی یهود برای استقلالش خوشحال بود امروز در مصاحبه هایی از اینکه اسرائیل از کردستان حمایت میکند ابراز نگرانی و نارضایتی کردند . یعنی حکومتی که قصد داشت از اسرائیل برای حیاتش در مجامع بین المللی بهره ببرد امروز اسرائیل را تنها گذاشته است . این یعنی انزوای بی سابقه ی اسرائیل ...

پس حماس چندان بدش نمی آید این جریان ادامه داشته باشد . در جنایت کار بودن اسرائیل شکی نیست اما ادامه پیدا کردن این جنگ وضعیت حزبی حماس را تقویت میکند و همین امر همانچیزی است که حامیان و رهبران حماس می خواهند یعنی افزایش قدرت حماس .

مرگ ان کودکی که فقط سرش از آوار بیرون است و جانش را در پس بازی های سیاسی باخته است به مراتب مهمتر از تمام این بیانیه هاست . اگر عامل اصلی جنایت نتانیاهو و حزب تندروش است اما فراموش نکنیم حیات و قدرت حماس هم نیازمند جسد بی جان این کودکان است . پس از نظر من هردو محکومند . من نمی خواهم بگویم سلاح بر زمین بگذارند و از سرزمینشان دفاع نکنند. سرزمین فلسطین برای من سرزمینی مقدس است مقدس از این جهت که مردانه مردمان آن سرزمین برایش می جنگند پس این سرزمین شایسته ی احترام است اما زیاده خواهی های حزبی بی شک فاجعه به بار خواهد اورد . می خواهید عکس راکت پرانی را از داخل شهر غزه برایتان بفرستم تا نگویید که این پروپاگاندای سیاسی است و چنین چیزی حقیقت ندارد؟ 


پی نوشت: یک روز شما همین حماس رو یا منافق می خونید یا منحرف یا خائن یا تروریست . اینو شک ندارم تاریخ نشون داده سازمان سنی بنیاد گرا هرگز نمی تواند منافع یک ایدولوژی شیعه رو تامین کنه . در تعاملات با القاعده ، اخوان المسلمین واقعه ی سوریه و ... این رویه رو از حماس دیدیم . و فراموش نکنید سنی های حنفی تضاد و تقابل با شیعه بخش جدایی ناپذیر اعتقاداتشونه . البته اینها رو شما باید بهتر بدونید به هرجهت من حماس رو یک گروه تروریستی میدونم 

 

نويسنده: راميار تاریخ: 93/05/03 موضوع: لینک ثابت
امضای بیانیه حمایت از غزه
برای امضای بیانیه حمایت از مردم غزه به ادرس felestineazad@gmail.com ایمیل بزنید

 

نويسنده: راميار تاریخ: 93/05/03 موضوع: لینک ثابت
درباب کوهویسان دیوانه و کوهنویسان خوشبخت !

تهران کوه در مقاله ای کوتاه به شکلی نوعی اعتراض به رویکرد عموم وبلاگ نویسان کرده است که نقشی هرچند به ظاهر روشنفکرانه دارند اما بدون ورود به مباحث چالش برانگیز دنیای کوهستان سعی دارند چهره ای روشنفکرانه از خود برجا بگذارند حتی برخی گاه پارا فراتر میگذارند و دخالتشان در این موضوعات صرفا محدود به تمجید و تملق بی مورد می شود .

                          

تعدد وبلاگ های حوزه ی کوهستان که به صورتی روز افزون می توان مشاهده کرد هرکدام بر مبنای علایق و سلیقه های متفاوتی است . وبلاگ نویس ممکن است بسته به علایقش در حوزه های مختلف وارد عرصه شود یکی به بیان و بازگو کردن خاطراتش یکی هم ممکن است راه نقد و به چالش کشیدن را در پیش بگیرد . به شخصا نمی خواهم وارد قلمرو عواطف و علایق دیگران شوم اما در این بین نسبت دیوانگی بین آنانی که مسیر نقد و چالش را در پیش گرفته اند با آنانی که به قول تهران کوه به تملق می پردازند بحثی عمیق و پیچیده است .

میتوانیم بر همین اساس وبلاگ ها را دست کم به سه نوع تقسیم کنیم آنان که وارد حوزه ی نقد می شوند ( دیوانه گان )  ، آنان که به هیچ عنوان به این رویکرد علاقه ای ندارند ( خوشبخت ها ) و آنانی که حضورشان در دنیای نقد و چالش بر اساس تملق گویی است ( بی سوادان نوع دوم )

دسته دوم ( خوش بخت ها ) بی شک می بایست بدون تردید به سلیقه شان احترام گذاشت چراکه نه ضرورتی می بینند در مسائل مختلف وارد شوند و نه چنین دغدغه ای دارند پس نبایست ما نیز به ایشان  با تنگ نظری نگاه کنیم از نظر من تکلیف این دسته کاملا واضح و روشن است به اعتقاد بنده وظیفه ی ما در قبال آنان صرفا احترام است چراکه نه ضرری برای کل اجتماع دارند و نه سود .

اما در مورد دسته نخست ( دیوانگان ) به اعتقاد بنده این دسته همواره یا مورد اتهام هستند و یا به دیگران اتهام میزنند چنین رویکردی می تواند نقشی شگفت انگیز داشته باشد و جالب تر اینکه عموم مردم ( دسته دوم و سوم ) آنان را بی سواد می پندارند و یا به قول تهران کوه دیوانه اما نقش این دیوانه گان را می توان حیاتی دانست . چرخ های یک سیستم بدون شک بدون این دیوانگان به خوبی نخواهد چرخید اما سوال این است چرا این دیوانگان دوست دارند به آنان به این دید نگاه کنند اصلا چرا باید خود را درگیر این چرخ کنند ؟ و چرا احساس میکنند اگر آنان نبودند یک جای کار میلنگد درحالی که در طول تاریخ هیچ گاه در خصوص عدم وجود منتقد احساس نارضایتی نبوده است؟ شما برگ به برگ تاریخ را زیر و رو کنید هیچگاه از ضرورت وجود منتقد سخنی گفته نشده است . نه تاریخ چنین افرادی را میخواهد و نه عموم مردمی که در طیف دسته دوم و سوم هستند . اما خود منتقدان معتقدند دنیا بدون وجود انان خیلی دچار مشکل میشود با اینکه تا بحال چنین مسئله ای به آزمایش گذاشته نشده است چراکه همواره چه بخواهیم و چه نخواهیم این دست دیوانگان در طول تاریخ همواره قد علم کرده اند و نبودشان هرگز احساس نشده است .

با این حال دوست داشتم بیشتر تمرکزم را روی دسته سوم بگذارم دسته ای که از آنان به قول نویسنده ی شهیر آلمانی ( ماگنوس برگر ) بیسوادان نوع دوم هستند .

در اینجا وقتی صحبت از بی سوادی می شود همه سعی میکنند جوری رفتار و واکنش نشان دهند که انگار در مورد فردی خارج از مجموعه صحبت می شود و این بی سوادی هیچ ربطی با شنونده ندارد یا بهتر بگویم هرگاه صحبت از بی سواد می شود هرگز خود بی سواد در جمع حضور ندارد  . برگر معتقد است بی سوادی نوع اول شرافتمندانه تر از بی سوادی نوع دوم است و اگر روشنگری و سوادی هم به وجود امد در سایه ی وجود همین بی سوادان  نوع اول است . اما اکنون این بحث مطرح است که بی سوادی نوع دوم چگونه است و چه ارتباطی با کوهنویسان تملق گو دارد ؟

بی سوادی نوع دوم همان ژست های روشنگرانه ای است که بسیاری با سکوت  و لبخند ژکوند هایشان در تلاشند مخفی کنند . این دست وبلاگ نویسان در موضوعات چالش برانگیز نتها نمی خواهند روشنگری شود بلکه از دسته ی خوشبخت ها پارا فراتر میگذارند و به تمجید و تملق بی مورد می پردازند .

به طور مثال اگر واقعه ای رخ داده باشد دیوانگان به سرعت واکنش نشان میدهند و سعی میکنند در این خصوص بحث شود و مسببین به چالش کشیده شوند در این بین عموم مردم آنان را دیوانگان تهی مغز هم می پندارند در این حال یک فرد خوشبخت بی تفاوت از کنار این چالش خواهد گذشت حتی تمایل ندارد بداند موضوع از چه قرار است اما برخی پارا از خوشبخت ها فراتر میگذارند و سعی میکنند در این بین ژست های روشنفکرانه بگیرند تمجید کنند و تملق گویی کنند و اگر چنین نکنند با رفتاری غیر متعارف با موضوع و چالش پیش رو سعی کنند از خود چهره ای متمایز نشان دهند اغلب وجود چنین افرادی در مباحث به لنگ زدن چرخ دامن میزند .

جالب اینجاست در همین دنیای کوهنوردی مان بلاهایی که بر سر کوهنوردان امده ارتباط مستقیمی با همین تمجید و تملق گویی ها دارد . از اوراز گرفته تا به آخرینشان که تیم برودپیک بود همه به نوعی زخم خورده ی رفتار و نوع واکنش بی سوادان نوع دوم هستند. تمجید و تملق بی مورد در جایی که نمی بایست .

اما نکته اینجاست که اگر دیوانگان منتقد می توانند مسیر را بهتر کنند چرا در عمل شاهد آنیم که تاثیر تملق بی سوادان نوع دوم از منتقدین بیشتر است ؟

سوالی که پاسخش می تواند به حل بسیاری از معضلات اجتماعیمان هم کمک کنند . دلیل آن هم تا حدی روشن است چراکه جامعه علاقه ای به شنیدن سخن یک منتقد دیوانه ی تلخ زبان ندارد و تاثیری تملق گویی یک بی سواد نوع دوم هزاران برابر تلخ زبانی دیوانگان است . پس اینکه ما فکر میکنیم منتقدان در طول تاریخ تاثیری شگفت داشته اند و دنیا به وجود منتقدان نیاز حیاتی دارد به نظر بی هوده است . اکثریت جامعه ما بی سواد نوع دوم است یعنی در عین حالی که خود را با سواد و روشنفکر میدانند سعی میکنند نقشی را بر عهده بگیرند که عموم مورد پذیرششان باشد . خوب جامعه ای که خود بی سواد نوع دوم است و روشنفکرانش هم بی سوادان نوع دوم دیگر چه نیازی به منتقدین دیوانه دارند؟

اما نکته ی حیرت انگیز این است که این روشنفکران تملق گو خود نمی دانند که بی سواد نوع دوم هستند

 


برچسب‌ها: کوهنویسان, نقد

نويسنده: راميار تاریخ: 93/04/20 موضوع: لینک ثابت
بارزانی : زمان تعیین سرنوشت برای مردم کردستان فرا رسیده است !

" مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان در مصاحبه ای که هم اکنون از شبکه سی ان ان پخش شد عنوان کرد پس از 10 سال تلاش برای حضور موثر در ساختار سیاسی عراق و ایجاد یک کشور دموکراتیک نهایتا در پی عملکرد حکومت مرکزی و بحران های به وجود آمده اکنون زمان تعیین سرنوشت برای مردم کردستان فرا رسیده است و مردم باید در یک انتخابات سرنوشت خود را تعیین کنند استقلال یا ماندن در عراق "

اینگونه اظهار نظر از  مسعود بارزانی را به خاطر کم کردن فشار ها از سوی دولت مرکزی در یک سال اخیر در خصوص فروش نفت اقلیم هر ازگاهی به گوش میرسید اما کمتر کسی تصور میکرد مدت زمان کوتاه چنین مسئله ای در اولویت قرار بگیرد . پیشتر مسعود بارزانی در خصوص قطع حقوق کارمندان کردستان عنوان کرد بهترین سیستم برای ماندن اقلیم کردستان در عراق سیستم کنفدرالیزم است خواسته ای که اکنون از آن سخنی به میان نمی آید . مواضع مقامات اقلیم رادیکال تر شده و اقلیم خواستار استقلال است . مسئله ای که از قیام شیخ سعید پیران در ان منطقه همواره به عنوان یک ارزوی مد نظر مردم اقلیم کردستان بوده است . 

اما در این بین نقش ترکیه را می توان به عنوان یک کاتالیزور در نظر گرفت . ترکیه یک دهه ی پیش در رسمیت یاقتن اقلیم کردستان منتقد و مخالف جدی بود به طوری که از همان ابتدا سعی در مخالفت و دشمن تراشی بر آمد . ترکیه بیم داشت که اقلیم کردستان انگیزه ای است برای کردهای ترکیه و فشار به حکومت مرکزی اما کمتر کسی گمان میکرد این دو سرمزین در 10 سال بعد به متحد استراتژیک هم تبدیل شوند و اقلیم کردستان به عنوان شریک اصلی ترکیه در خاورمیانه نامش بر زبانها بیوفتد . 

ترکیه از فدرالیسم عراق واهمه داشت اما اکنون تمام تلاشش را به کار بسته است تا کردستان به عنوان کشوری مستقل و همپیمانی استراتژیک در منطقه قد علم کند . 

در این بین معامله ای دوسویه ما بین این دو سرزمین بسته شد 1- کردها تا 50 سال در قراردادی نفتی مسیر پخش و توزیع نفتشان را از ترکیه به جهان می فروشند و ترکیه هم در به سرانجام رسیدن استقلال کردستان هم قسم شده است . 

اگر تکه های پازل را کنار هم بچینیم رابطه ی قراداد 50 ساله استراتژیک اقلیم کردستان با ترکیه بی ارتباط به ضعف های دستگاه دولتی عراق و از بین رفتن  سلطه حکومت به یک سوم خاک این کشور نیست . درست پس از بستن قراداد به یکباره عراق از هم پاشید و از تریبون های مختلف سخن از استقلال به میدان آمد . از روسیه تا ترکیه ، از وزیر امور خارجه عراق تا مقامات اقلیم و همچنین کشورهای اروپایی هم به شکلی ضمنی با این روند مخالفتی نکرده اند . دو ماه پیش حضور نچیروان بارزانی در انگلستان و همچنین مسعود بارزانی در اتحادیه اروپا همه نشانه هایی از یک همگرایی بین المللی برای یک اقلیم با ساختاری مجزا از انچه در عراق دیده اند . 

اینها تکه های پازل نیمه تمامی است که اکنون می توان آن را مشاهده کرد و باید منتظر باشیم تا چند ماه دیگر قطعات بیشتری از این پازل در کنار هم قرار بگیرند تا بتوان تصویری شفاف تر از وقایع دید . 


برچسب‌ها: اقلیم کردستان

نويسنده: راميار تاریخ: 93/04/02 موضوع: لینک ثابت
به احترام یوزهای ایرانی برخیزیم
همین !

نويسنده: راميار تاریخ: 93/03/31 موضوع: لینک ثابت
عناوين آخرين مطالب ارسالي
:: ریاست جمهوری فواد معصوم تداوم حضور کردها در عراق
:: تیم دونفره کانون کوهنوردان کردستان در راه کمونیزم و کوژنفسکایا
:: برای جناب عزیز الهی ( غزه)
:: امضای بیانیه حمایت از غزه
:: درباب کوهویسان دیوانه و کوهنویسان خوشبخت !
:: بارزانی : زمان تعیین سرنوشت برای مردم کردستان فرا رسیده است !
:: به احترام یوزهای ایرانی برخیزیم
:: اقلیم کردستان برنده ی عراق بحرانی
:: کردها تنها واحد های مدافع در برابر داعش
:: تبریک به عباسها و مریم
:: رضا زارعی را بهتر بشناسید ...
:: چه اگر زنده بود ...
:: 19 اردیبهشت روز معلمان کردستان
:: عظیم 20 ، هیمالیا 13
:: انتخابات پارلمانی کردستان تبلور خواست توده ها
:: این مهدی بد شانس ...
:: عکس: وقتی حکومت رو از خودت ندونی ...
:: عظیم ...
:: صعود ...
:: وزارت ورزش چنین ادعایی نکرده است ! فدراسیون دروغ میگوید
:: پروانه و مهدی هم راهی شدند ...
:: از تیم نانگاپاربات حمایت کنید
:: Please Wait ...
:: شیشاپانگما سیزدهمین قله ی عظیم
:: عظیم قیچی ساز یک مجرم بلفطره است ؟!
:: آغاز فصل هیمالیای نپال ...
:: بازی مستقل و دولتی این بار با تیم 48
:: موسیقی: به بهانه نوروز 93
:: هیروشیمای کردستان ( حلبجه )
:: سال 92 بر کوهنوردی ایران چه گذشت؟