کوهستان
درباره وبلاگ

اینجا سعی می شود کوهنوردی ایران با تمام واقعیت های تلخش به شکلی واقع بینانه روایت شود .


web: ramyar.ir

email:
ramyar870@yahoo.com
پیام صوتی

رادیو اینترنتی

از تو بگذشتم: عبدالوهاب شهیدی
وبلاگهای به روز شده
برچسب‌ها
آرشيو مطالب
فیس بوک
سیستم آمار و جستجو

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
لينك دوستان
پيوندهاي روزانه

گزارش طبیعت گردی بز سینا به دریاچه دالانپر

دالانپراز میان گیاهان انبوه و صخره ها و تالاب های ریز و درشت و چمن ها و دشت های سرسبز پوشیده از چمن و چشمه های ریز و خروش برفاب هایی که از برفهای گوشه و کنار به هم می پیوستند به مسیر ادامه دادیم همانطور که فکر می کردیم زیبا بود  ...

ادامه گزارش نوشتاری 
                                    

 

 

                              

گزارش تصویری اول

                       گزارش تصویری دوم

                                         گزارش تصویری سوم

با تشکر از اقای مسعود شریفی بابت عکسها

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/30 موضوع: لینک ثابت
آبشار بزرگ کوه دالانپر ( روستای سوله دوکل)
آبشار زیبا ی روستای سوله دوکل در منطقه سیلوانا  (مرز ایران ترکیه  )
این آبشار از روستا های اطراف هم قابل مشاهده است . این  دوشنبه به احتمال قوی برای قایق سواری به این منطقه میریم .

بلاخره اسامی این منطقه باعث یک جنگ تمام عیار بین ما می شه کاک فرید عزیز

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/27 موضوع: لینک ثابت
معرفی کتاب

قلعه حیوانات کتابی که دوست دارم معرفی نمایم فقط یک کتاب نیست ! داستان قرنها زندگی بشریت است .

کتاب قلعه ی حیوانات نوشته جورج اورول یکی از بهترین کتابهایی ایست که تا بحال مطالعه کرده ام . این کتاب بند به بند آن ، خط به خط آن کلمه به کلمه ی آن برایمان آشناست . مخاطب اصلی جورج اورول در مزرعه حیوانات ، حکومت کمونیستی شوروی سابق است و نمودار شخصیتهای صحنه داستان همان سردمداران حکومت در سالهای 1930 تا 1950 بودند ولی در واقع نیش تیز قلم او تمامی دیکتاتورهایی را مورد حمله قرار می دهد که چه پیش از آن بوده اند و چه در حال حاضر وجود دارند و چه در آینده خواهند آمد. دیکتاتورهای مورد حمله اورول جغرافیای خاصی ندارند و آنها را می توان در جای جای جغرافیای امروز و لابلای صفحات تاریخ یافت .

در این کتاب که حیواناتی به سرپرستی عده ای خوک تصمیم به برکناری انسان و سرنگونی حکومت آنها در مزرعه ی شان می گیرند و به هدفشان می رسند ، در این کتاب بسیار ارزشمند شرح رهبری خوک ها و سگهای نگهبانشان و گوسفندانی مطیع را به شکلی بسیار زیبا بیان می نماید و داستانی از رنج و مشقت و سختی و حماقت دیگر حیوانات را زیر پرچم رهبری خوک ها بیان می دارد و چگونه گی رنگ باختن شعارهایی که خوک ها را به قدرت رسانیده بود ...

حیواناتی که برای رسیدن به آسایش و زندگی حیوانی شان سالهای سال جنگیدند و مردند و به بیگاری کشیده شدند .

اصولی در بعد از انقلاب حیوانات نوشته می شود :

به سختی کار می کنم

هر چه که رفیق ناپلئون(خوک رهبر آنان ) بگوید حتماً درست است

هر کسی که روی دو پا راه می رود دشمن است و شعار چهار پا خوب و دو پا بد که سالهای بعد به چهار پا خوب دو پا بهتر تغییر می کند ...

هیچ حیوانی حق خوابیدن در بستر را ندارد که بعدها به هیچ حیوانی حق خوابیدن در بستر را با ملافه ندارد تغییر دادند ...

هیچ حیوانی حق نوشیدن مشروب را ندارد که بعدها به هیچ حیوانی حق نوشیدن مشروب بیش از حد را ندارد ...

هیچ حیوانی حق کشتن حیوان دیگری را ندارد که بعدها به هیچ حیوانی حق کشتن حیوان دیگری را بدون دلیل ندارد ...

تمام حیوانات با هم برابند که بعدها به تمام حیوانات با هم برابرند ولی عده ای برابرترند تغییر کرد ...

حیوانات فقط حق خواند سرود انقلابی جانوران سرزمین ما را دارند که بعدها آن هم ممنوع می شود ...

و بسیاری از دردها رنج ها حقارت ها که فقط باید آن را خواند !

در جایی که درقسمتی از کتاب  می خوانیم :

هیچ حیوانی در اینجا معنی و مفهوم شادی را نمی داند ! و یا راحتی را پس از سالها در نمی یابد . هیچ حیوانی در اینجا آزاد نیست . زندگی ما حیوانها تمامی غم است و بردگی و این یک حقیقت است . اما آیا این یک قسمت از تقدیر و طبیعت و هدف زندگی ایست ؟

 

توصیف خصوصیات خوکهای حاکم و شعار ها یشان و همچنین سگهای درنده و وحشی که اطراف این خوکها را احاطه کرده اند گوسفندانی که هر بار کسی انتقادی می نمود شعار ( چهار پا خوب دو پا بد ) را سر می دادند تا اوضاع آرام شود  و باقی حیوانات که زیر چتر ستم و ظلم این عده ی قلیل سالهای سال به زنجیر و اسارت و حقارت کشیده می شوند گویی برایم تازگی ندارد نمی دانم اما احساس می کنم آن خوک ها را دیده ام لمس کرده ام و هنوز بدنم از درد زخمهاشان فریاد می کشد گویی صدای این گوسفندان را بارهای بار شنیده ام و جای زخم های روی بدن دیگر حیوانات آشنا تر از هرچیز ...

و جمله  پایانی کتاب :

دوازده صدای خشمناک یکسان بلند بود . دیگر اینکه چه چیز در قیافه ی خوکها تغییر کرده ، مطرح نبود . حیوانات از خوک به آدم ، از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه میکردند اما دیگر ممکن نبود که بگویی کدام ، کدام است ؟

 در نهایت از دوست خوبم آقای شریفی بابت کتاب ممنونم

 

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/22 موضوع: لینک ثابت
عکسی از دوست
این عکس رو به دو منظور اینجا گذاشتم

۱- برای سوء استفاده دیگران

۲- معرفی خوشتیپها ی گیلان

حالا یه سوال؟ تشخیص بدید از توی جیبش چی در میاره ( خوشتیپه رو می گم )؟

الف : وینچستر

ب : سیگار برگ

ج : عینک

د : کارت شناسایی (شاید هم علامت مخصوص حاکم بزرگ میتی کومان)

با این ژستهایی که گرفته شده من خودم حدس می زنم وینچستر !!! 

دوستی از خطه سر سبز گیلان

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/17 موضوع: لینک ثابت
قلعه باستانی زیویه سقز

 زیویه از رهگذر مجموعه ای بزرگ از اشیای موزه پسند که از دهة ۱۳۳۰ به بازار اشیای عتیقه و در نهایت موزه ها و مجموعه های ایران و خارج راه یافت و به درست یا نادرست به آن منتسب می¬شود در تاریخ هنر ایران در هزارة یکم پیش از میلاد، بویژه سده¬های هشتم و هفتم، شهرت فراوانی دارد. به منظور ارزیابی صحت و سقم ارتباط این اشیا با زیویه و بررسی محوطه، از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۱ هیئتی ایرانی به مدت یازده فصل در زیویه به حفاری پرداخت و مجموعة معماری وسیعی را در آن آشکار کرد که، به رغم آسیبهای فراوان از رهگذر حفریات تجاری و قاچاق دهه های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، هنوز از شکوه چشمگیری برخوردار است. از جمله ویژگیهای این مجموعة معماری، تالاری ستوندار است که یکی از کهنترین نمونه های این نوع سازه در تاریخ معماری ایران به شمار می¬رود و نمونه¬های بزرگتر و مجللتر آن را در محوطه¬های باستانی متأخرتر چون نوشی-جان، گودین تپه و در نهایت در تالارهای ستوندار هخامنشی شاهدیم.

h 

منبع شارنیوز

ادامه مطلب

 

ادامه مطلب ...

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/16 موضوع: لینک ثابت
ترانه

 ترانه ای که هر بار شنیدنش من را دیوانه می کند و دوست دارم ساعت ها فقط بنشینم و به آن با دل و جان گوش فرا دهم .. این ترانه از استاد مظهر خالقی ایست ...

روژی من و دل بولبولی دل شادی چه مه ن بوین

ها و رازی گولی گولشه ن و نه سرین و سه مه ن بوین

ئاسکی له خه ما زاد ی ده رون ده شت و ده مه ن بوین

فارغ له جه فا ی راکیژو له ده ور و که مه ن بوین

 ئیستا که به بی ره ونه ق و ژاکاوه دلی من

له و روژه وه رویشتوه  توراوه دلی من

هه رچه ند ده گه ریم بی سه ر و شوین ماوه دلی من

 کوا جلوه ی گول کوانی سه فا و ره ونه قی گولزار ؟

کوا دیمه نی پر نه قش و نگاری که ژ و کوسار ؟

کوا مه ستی و کوا باده و کوا  شادیه که ی پار ؟

کوا نه رگیسی شه هلا و دو چاوی ره شی دلدار ؟

 که ی شه وق و سه فا و شادیه که ی ماوه دلی من ؟

له و روژه وه رویشتوه توراوه دلی من

هه رچه ند ده گه ریم بی سه رو شوین ماوه دلی من

 تاوی له چنور تاوی وه نه وشه و گولی سه ر کو

تاوی له هه راله ی گه ش و خوینینی سه ر ئاسو

تاوی له گولی سور و له گول باخ و له شه وبو

گرتومه سوراغت گوله که م توخوا له کویی تو

 نه یماوه ئیتر تاقه ت و سوتاوه دلی من

له و روژه رویشتوه توراوه دلی من

هه رچه ند ده گه ریم بی سه رو شوین ماوه دلی من

   جهت دانلود: http://lawan.persiangig.com/rojhe.swf


برچسب‌ها: استاد مظهر خالقی, موسیقی کردستان

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/15 موضوع: لینک ثابت
کوهنوردان دیواندره حماسه ای دیگر آفریدند ...

که چی بشه ؟مدتیه هر جا که می ریم یه چیزهایی لذت و کام آدم رو تلخ می کنند . در جریان صعود به قندیل که بی نظیر ترین صعود و جذاب ترین صعود عمرم بود با وجود لذت بسیار زیادی که بردم اما مسائلی این لذتها رو کمی تلخ می کرد که کوتاه به آن اشاره ای گذرا می کنم .

1 : نمی دونم چرا عده ای از کوهنوردان دیواندره هر کوهی که توی کردستان برن باید یه اثری از خودشون بجا بگذارند . چه با جاگذاشتن پلاکارد و نصب در قله ، و یا با اسپری در دیوار تمام کوهستان رو خط خطی بکنن و اسم خودشون رو مثل کاندیدها ی انتخابات روی دیواره ها بزرگ بنویسند ...؟

عجیبه ....

شاید دوستان غیر کرد ندونن که کوه قندیل نه برای فقط کوهنوردان بلکه برای مردم عادی و غیر ورزشکار هم مقدسه و همیشه با احترام از اون اسم می برند و هیچگاه هیچ کردی به خودش اجازه نمی ده که بدون احترام به کوه قندیل از اون نامی ببره

با وجود اینکه آرارات با ارتفاع بیش از 5 هزار متر هیچگاه نتوانسته برای کردها به اندازه ی قندیل اسطوره ای و مقدس باشه .

قندیل نماد مبارزه نماد عشق نماد وطن پرستی و نماد زیبایی ایست و تمام دوستان کرد این کوه را عاشقانه دوست دارند اما من تعجبم از این است که چرا این دوستان به خودشان اجازه می دهند اینچنین چهره این کوهستان بکر و دوست داشتنی رو تخریب بکنن .

هر جا بری باید اسپری های دیوانه کننده رو ببینی قندیل ، غار کرفتو و تمام نقاط بسیار مهم کردستان باید ببینی که گروه کوهنوردی فلان اسم خودش رو نوشته ...

من از مردم عادی هیچ انتظاری ندارم اما برای کوهنوردان باید تاسف خورد که تنها جایی که ازش لذت می برن را اینچنین تخریب و زشت می کنند .

2: نکته بعدی که خیلی دردناک است بازهم در مورد قندیل است مدت زیادی نیست که کوهنوردان می توانند به قندیل صعود کنند اما قندیل جایی ایست که عموماً مردم کردستان علاقه مند به رفتن به این کوه هستند حداقل برای یک بار در زندگیشان اما این دوستان که عمدتا تفننی به این کوهستان رفتند در این مدت کوتاه تمام مسیر پاکوب را به زباله دانی تبدیل کردند و نکته جالب اینکه بیشتر این زباله ها در قسمت هایی از کوه است که کوهنوردان تفننی  توان رفتن آن را دارند ... امیدوارم هر کوهنوردی که به کوهستان عشق می ورزد حداقل یک زباله رو پایین بیاره تا شاهد این زباله های زشت در پاکترین کوه دنیا نباشیم ...

در نهایت امیدوارم هیچگاه افرادی که به کوه می روند آنجا را به ستاد تبلیغاتی تبدیل نکنند و امیدوارم روزی تمام مردم دنیا به این فرهنگ برسند که کوهستان تمیز می تواند لذتبخش باشد و وظیفه ی اصلی ما حفاظت از آن است نه خودنمایی و تخریب ...

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/14 موضوع: لینک ثابت
فیلم مربوط به جاندار کشف شده در قندیل جهت دانلود
دوستان جهت دانلود این فیلم که حجم آن در حدود ۲ مگابایت است می توانید به ادامه مطلب مراجعه نمایید . این فیلم توسط روستائیان منطقه پیرانشهر گرفته شده است .

با تشکر از کاک فرید صدقی عزیز به خاطر آپلود کردن فیلم .

ادامه مطلب ...

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/14 موضوع: لینک ثابت
ئه م کوردستانه ره نگینه ( گزارش صعود به قندیل )

آبشارمه و بخار میان دیواره ها در هم می پیچید و در میان کوهستان های سر به فلک کشیده آن همراه با نوای خوش آب و پرندگان و مناظر زیبا که از هر گوشه آن آبشار های بلند و رنگین کمانهایی که تشکیل داده بودند آدمی را به گریه وا می داشت مگر ممکن است این همه زیبایی آنهم در یک نقطه ...

اینجا کجاست ؟؟؟؟ جمله ای که بارها از خاطرت می گذرد و برای دوستانی که ندیده اند اینجا را هزاران بار تاسف خوردن تنها جملاتی بود که می توانستی بگویی  ...

ادامه گزارش نوشتاری

 

گزارش تصویری اول

            گزارش تصویری دوم

                        گزارش تصویری سوم

 

 

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/13 موضوع: لینک ثابت
کشف موجودی عجیب و ناشناخته در کوه قندیل

عکسهای زیر مربوط به جاندار  ایست که چندی پیش در کوهستان قندیل دیده شده است .

چند مدت پیش این موضوع را شندیدم که زیاد جدی نگرفتم اما امروز این مطلب را در وبلاگ دوستان مهابادی دیدم . و تا حدودی من را به شک انداخت ...

از دوستانی که تخصصی در این زمینه دارند تقاضا میکنم که چنانچه اطلاعاتی از این موجود دارند برایم بنویسند .با تشکر

یک ماه قبل چند نفر از اهالی روستای (میشه دی ) برای جمع آموری گیاهان کوهی و قارچ به ارتفاعات قندیل رفته بودند که به لاشه ی عجیبی از یک حیوان برخورد می کنند و از آن با موبایل خود فیلم میگیرند و خودشان میگویند شبیه بچه دایناسور است که در این فیلم به دایناسور معروف می شود. روز بعد فیلم را به چند نفر نشان می دهند و به ارزش این لاشه عجیب پی برده برای آوردن آن مجددا به دامنه ارتفاعات مذکور باز می گردند ولی هیچ اثری از آن نمی یابند.

از دوستان و کارشناسان جانور شناسی تقاضا می شود در صورت تشخیص این لاشه اسم آن را مشخص کنند.

لاشه ای در کوه قندیل

لازم به توضییح است که این مجموعه کوه عظیم چنیدن سال است که صعود و رفت آمد کوهنوردان به آن ممنوع شده بود و امسال برای اولین بار در این چند سال کوهنوردانی موفق به صعود این کوه شده اند . این هفته احتمالا به اونجا خواهیم رفت ....

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/09 موضوع: لینک ثابت
زندگی اینجاست تو کجایی؟
اورامانات کردستان

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/08 موضوع: لینک ثابت
ماه من
                                         

                                           یک ترانه کردی از هنرمند عدنان کریم ( ماه من )

ماه ی من ته نها مه هیکه سه د نجومی مه حو ئه کرد

یاری من ته نها گولیکه سه د هه زاری گرتووه

خوش له سه ر سینه ی سه ری هه لداوه دو گوی سه ر به مور

مات و حه یرانم که عه رعه ر که ی هه ناری گرتووه؟

...

ئه ژده های زولفی له ده وری گه نجی حوسنی حاریسه

حه لقه حه لقه چین به چین سه ر تا به خواری گرتووه

گه رد و بادی هیجری تو وا عاله می لی کردمه توز

نه ک دوو چاوم به لکه حه تا دل غوباری گرتووه

 

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/08 موضوع: لینک ثابت
ناشناخته ترین جاذبه طبیعی کردستان

این مطلب رو دوست خوبم آقای فواد رضاپور نوشتن با اینکه فاصله ی زیاد با این جاذبه طبیعی منطقه مون نداریم اما متاسفانه از اون بی خبریم .

راستش این مطلب رو وقتی خوندم اصلا انتظار نداشتم مربوط به این اطراف باشه اما ... امیدوارم بتونیم هرچه زود تر اینجا رو ببینیم .

مطلب از ماگما به قلم آقای رضا پور

چند سال پیش در یک برنامه مستند خارجی ، چشمه معدنی که رسوبات آن صخره بزرگ و رنگارنگی بوجود آورده بود می دیدم ... جالب و شگفت انگیز بود وزیبا... وقتی فیلم مستند تمام شد در متن پایانی ، نام انگلیسی ایران توجهم را جلب کرد...تنها چند دقیقه آخر فیلم را دیده بودم که توضیحات زیادی نداشت. مدت زیادی در خیال این بودم که اینجا کجای ایران بود ؟ مگر میشود جایی به این زیبایی در این کشور وجود داشته باشد و اینقدر ناشناس بماند ؟ نه توضیحی در هیچ کتابی ، نه عکسی، نه نشانی ... مشکل اصلی این بود که حتی نامش را هم نمیدانستم !!!

درمرداد ماه سال 86 در اداره میراث فرهنگی شهرستان ارومیه ناگهان چشمم به عکس کوچکی از همینجا افتاد ... انگار گمشده ای را پیدا کرده باشم . با هیجان زیادی از متصدی آنجاعکس را قاپیدم . پرس و جو به این منتهی شد که این چشمه معدنی، گراوان نام دارد و در شهر ربط از توابع شهرستان سردشت واقع شده و جاده خاکی کوتاهی از میان جنگلهای بلوط ، تا همانجا امتداد می یابد. برنامه بازگشت از ارومیه با یک روز تاخیر به سردشت تغییر پیدا کرد و با طی مسیری پر پیچ و خم از میان جنگلهای انبوه پیرانشهرو در امتداد رود پرآب ذاب به ربط رسیدم .

دوست ندارم گراوان را به شکل علمی بشناسم.

بیشتر یک پدیده هنری است! زنده است و روح دارد...

چشمه سنگی با صدای ملایم گازی که از آن می جوشد در امتداد صخره رسوبی که خود بوجود آورده سرازیر میشود ... به جویهای سنگی منظم و کوچکی تقسیم شده و تمام حجم صخره ساخته شده را مرطوب میکند و از انتهای تیز آن به پایین می ریزد . شگفت است و زیبا ...

خلوت و آرامش اینجاست که آدمی را با خود به انتهای حقیقت زندگی میبرد . ذره های آب ملیونها سال به همین شکل اینجا جاری شده اند و این صحنه رنگارنگ را خلق کرده اند . به تابلوی کوچک و زیبایی میماند که با دقت تمام آراسته شده باشد و هر قطره اش ملکولی از رنگ را روی این پیکر صخره ای به یادگار گذاشته است .


به آرامی و چقدر صبور ...


 



 


 


 





 


 



 

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/07 موضوع: لینک ثابت
دو كودك در چهارمحال وبختياري ركورد زندگي با مارهاي سمي را شكستند.

به گزارش خبرنگار سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، فائزه 11 ساله و غلامرضا 6 ساله كه خواهر و برادرند روز گذشته را در يك اتاقك شيشه‌اي به ابعاد يك متر در يك متر و20 سانتيمتر با انواع مارهاي سمي به سر بردند.
در اين اتاقك شيشه‌اي بيش از 30 نوع مار سمي شامل افعي، كبري، جعفري، شاخ‌دار، گربه‌اي و پلنگي وجود داشت.
اين دو نوجوان بدون ترس مدت 12 ساعت را با مارهاي سمي سپري كردند.
برپايه اين خبر غلامي پدر اين كودكان گفت: فرزندانم مي‌توانند تا يك هفته با مارهاي سمي در اين اتاقك شيشه‌اي زندگي كنند.
اين خواهر و برادر ارجنكي از كودكي با مارها بزرگ شده‌اند و فنون مارگيري را از پدر خود كه 20 سال است مار مي‌گيرد فرا گرفته‌اند.
گفتني است؛ ارجنك در 15 كيلومتري شهركرد مركز چهارمحال وبختياري واقع شده است.

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/06 موضوع: لینک ثابت
معرفی سایت

یکی از سایتهای بسیار ارزشمند ی که مدتیه دیدمش سایت تاریخ و تمدن جهان باستان است که مطالب بسیار ارزشمند تاریخی و همچنین کتابهای فوق العاده ای برای دانلود وجود دارد . دوستانی که مایل به مطالعه ی کتابهای تاریخی هستند  به این سایت مراجعه نمایند .

سایت تاریخ و تمدن جهان باستان

 

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/04 موضوع: لینک ثابت
بعد از گذشت چهل سال ، میل فرنگی چهارمین قربانی را گرفت

در روز جمعه ۱۳۸۸/۳/۲۹ تیم کوهنوردی میهن سبز پس از فتح قله و هنگام برگشت دچار حادثه گردید و در محلی پایین تر از چاه برفی(حدود ۱۵۰ متری قله) یکی از کوهنوردان با سابقه یزد به نام حسین قطب الدینی بر اثر برخورد سنگ و نداشتن خود حمایت تعادل خود را از دست داد و  بیش از ۲۰۰ متر سقوط کرد که در دم کشته شد. ساعاتی پس از حادثه تیم های امداد شامل دوستان کوهنورد ، جمعیت هلال احمر و هیأت کوهنوردی مهریز و یزد بلافاصله در محل حضور یافتند و با تلاش فراوان پس از بسکت نمودن جسد و گذشت بیست ساعت و برپا نمودن کارگاه های متعدد پیکر مرحوم را تا زیر صخره ها در محلی به نام پیوال سوخته به پایین آوردند و از آنجا به بعد به وسیله یک رأس قاطر که از قبل در محل مناسب استقرار یافته بود آن را به مزرعه آدرشک انتقال دادند.

هیأت کوهنوردی شهرستان مهریز ضمن تشکر از کلیه عزیزانی که بدون هیچ چشم داشتی و فقط به خاطر حس نوع دوستی و رضای خدا در عملیات امداد به صورت داوطلبانه شرکت نموده اند، این ضایعه اسفناک را به خانواده آن مرحوم و جامعه کوهنوردی تسلیت عرض می نماید.

    قله میل فرنگی با ارتفاع ۳۹۵۰ متر در منطقه آدرشک شهرستان مهریز قرار دارد و از جمله قله های فنی و دشوار استان یزد می باشد که تاکنون دو نفر شکارچی ، یک نفر گردشگر و یک کوهنورد با سابقه را به کام مرگ کشانده است. منطقه آدرشک در حال حاضر جزء مناطق نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و برای هرگونه فعالیت بایستی مجوز لازم را گرفت.

 

علیرضا جهازی - مسوول هیأت کوهنوردی شهرستان مهریز

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/04 موضوع: لینک ثابت
رويش ناگزير جوانه

در زندگی هر شخصی لحظاتیست که فراموش نشدنیست.

این لحظات ممکن است شیرین باشد و یا تلخ که بر همین اساس دوست دارید بیادش بیاورید و یا اینکه فراموشش کنید.

گاهی نگاهی چشمان شما را میخکوب کرده که نمیتوانید آنرا فراموش کنید. نگاهی که گریز از آن امکان نداشته و اگر هم میخواستید نمیتوانسته اید.

هنگامی که فیلم جان دادن ندا را دیدم نگاه این دختر آتشی بر جانم زد. فیلمی که در  آن آدمی در جلو چشمان شما و در حالیکه به لنز دوربین خیره شده جان میسپارد و با نگاهش هزاران هزار کلام ناگفته را در جانتان میریزد که هر کلمه اش آتشیست برای سوزاندن وجودتان.

بارها فیلم را بر خلاف میل طبیعیم دیده ام هر بار که آنرا نگاه کردم با خودم عهد بستم که نگاهش نکنم که توانش را نداشتم ولی نمیدانم در نگاه او چه چیزیست که من را دوباره وادار میکند که فیلم را ببینم.

و هر بار پس از توبه کردن دوباره دیدنش میگویم نگاهم نکن خواهرم نگاهم نکن که آتش می زنی با نگاهت.

 

........................................................................................................................................

گيرم كه در باورتان به «خاك» نشستم
و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهاتان زخم دار است!
با «ريشه» چه مي كنيد؟
گيرم كه بر سر اين بام؛
بنشسته در كمين پرنده اي!
پرواز را «علامت ممنوع» مي زنيد؛
با «جوجه هاي نشسته در آشيانه» چه مي كنيد؟

گيرم كه مي زنيد،
گيرم كه مي بُريد،
گيرم كه مي كُشيد،
با «رويش ناگزير جوانه» چه مي كنيد؟

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/02 موضوع: لینک ثابت
بخند بانو

سلام بانو

می دانی اینجا چه سرزمینی ایست؟

آرام بخواب ...

به دنبال چه می گردی ؟

آری اینجا سرزمین نمایندگان الهی ایست .

صورتت را پاک کن بانو

لبخند بزن ، آرام باش به لبان سرخ خود دست مزن

به یاد داری راز های و بی تابی های عاشقانه ات را ؟

بیاد داری آن روزها و شبها را ؟

به دیگران گوش نده ...

به چه فکر می کنی ؟

آری اینان نوازششان مرگ است مرگ !

ولی تو بخند و صورتت را سرخ کن تا آنان تو را زرد رنگ نبینند .

آنان نفس هاشان ، دستها شان ، قدم هاشان همه بوی نفرت می دهد

نفرت از من نفرت از تو نفرت از انسانیت ...

بخند بانو         

   

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/02 موضوع: لینک ثابت
بدون شرح ...

 

نويسنده: راميار تاریخ: 88/04/02 موضوع: لینک ثابت
عناوين آخرين مطالب ارسالي
:: قیچی ساز ، شیشاپانگما و عدم اثبات صعود (!)
:: امروز قوی ترین مرد دنیا مدالش را به کوبانی تقدیم کرد
:: ترکیه و سردرگمی سیاسی
:: کوبانی ؛ عدو شود سبب خیر !
:: پیام عبدالله اوجالان ؛ افول نو عثمان گرایی
:: ژانی گه ل ...
:: کوبانی زنده است !
:: برچیده شدن دفاتر انجمن کوهنوردان ابران در کردستان !
:: "هشدار! این عکس واقعی است!"
:: تیم دو نفره کانون کوهنوردان کردستان بر فراز کمونیزم
:: کارتون : حادثه در مسابقات سنگ نوردی بانوان استان تهران
:: اخبار پامیر : برپایی کمپ 1 کمونیزم
:: تیم کانون کوهنوردان کردستان در بیس کمپ کمونیزم
:: کردستان بر فراز کورژنفسکایا
:: شیشاپانگما : درخواست از عظیم قیچی ساز
:: بیانیه کانون کوهنوردان کردستان( صعود کی تو )
:: اخبار پامیر : لمس 5800 متر و بازگشت به کمپ 1
:: تیم کانون کوهنوردان کردستان ( برپایی کمپ 1 پیشرفته )
:: شاد باش : فرزند شاهو و پراو بر فراز کی تو
:: کردستان چشم به راه رضا شهلایی
:: ریاست جمهوری فواد معصوم تداوم حضور کردها در عراق
:: تیم دونفره کانون کوهنوردان کردستان در راه کمونیزم و کوژنفسکایا
:: برای جناب عزیز الهی ( غزه)
:: امضای بیانیه حمایت از غزه
:: درباب کوهویسان دیوانه و کوهنویسان خوشبخت !
:: بارزانی : زمان تعیین سرنوشت برای مردم کردستان فرا رسیده است !
:: به احترام یوزهای ایرانی برخیزیم
:: اقلیم کردستان برنده ی عراق بحرانی
:: کردها تنها واحد های مدافع در برابر داعش
:: تبریک به عباسها و مریم